سوگنامه محرم...
اللهم عجل لولیک الفرج

فاطمه یعنی جدا شده ...
موضوع:
یکشنبه هشتم آبان 1390 19:30

گاهی اوقات تلنگری باعث میشه تا به یاد بیاری آنچه را که در گذر زمان و در لابه لای حوادث به کلی فراموش کرده بودی!
عهد و پیمانت را ...
مجبور میشی اسماعیل درونت را ذبح کنی ! چون تو مسئولی و ماموری !

و خداوند به پیامبرش فرمود : به مومنان بگو که در هر حال فقط به خدا توکل کنند...فقط خدا

زمانت را احیا کن ...عمرت را احیا کن ...وجود را احیا کن
احیا یعنی زنده نگه داشتن
محکم باش !

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند

امانت ...

اگر اسیر شرایط زندگی شوی ...اگر دست روزگار قدرت خفه کردن تورا پیدا کند و در چهارچوب اما و اگر های زندگی
بمانی ! امانت دار خوبی نبودی ....

خوشحالم که توفیق رفیق راهمان شده ...دل در گرو محبت او و با توکل به خدای غفور ...هر باری را بر
زمین نهاده ایم تا بار امانت را بر دوش دل و جان بگذاریم ....

یاعلی





چگونگی شهادت امام جواد علیه السلام
پنجشنبه پنجم آبان 1390 22:08

http://www.askdin.com/gallery/images/514/1_347javad.jpg

در مورد شهادت امام جواد ( علیه السلام) یک دسته از روایات می گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مأمون، به اشاره معتصم مسموم گشت. ولی روایتی دیگر می گوید: بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله «اشناس» شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت: پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود: در شب آن را می نوشم. اشناس گفت: باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می شود و اصرار کرد و امام ( علیه السلام) با علم به عمل آنان آن را نوشید» .

در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام ( علیه السلام) دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد، معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می گوید: «پس به معتصم گفتم: خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش (جهنم) می افتم!

معتصم گفت: آن سخن چیست؟

گفتم: (چگونه) امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقهاء و علماء مردم را جمع کرد و حکم آن حادثه را از آنان پرسید و آنان حکم آن را به طوری که می دانستند گفتند و در مجلس، اعضای خانواده امیرالمؤمنین و فرماندهان و وزراء و دبیران حضور داشتند و مردم از پشت در به آنچه که در مجلس می گذشت گوش می دادند... آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است، تمامی سخنان آن علماء و فقهاء را رها کرد و به حکم آن مرد حکم کرد؟ !

پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر این خیر خواهیت به تو پاداش نیک عطا کند!

پس در روز چهارم یکی از دبیران وزرایش را مأمور کرد تا ابوجعفر ( علیه السلام) را به منزل خود دعوت کند، او چنین کرد ولی ابوجعفر ( علیه السلام) نپذیرفت و گفت: تو می دانی که من در مجالس شما حاضر نمی شوم. آن شخص گفت: من شما را برای ضیافتی دعوت می کنم و دوست دارم بر فرش خانه من قدم بگذاری و من با ورود شما به منزلم متبرک شوم. و فلان بن فلان از وزرای خلیفه دوست دارد خدمت شما برسد.

پس آن حضرت ( علیه السلام) به منزل او رفت و چون غذا خورد احساس مسمومیت کرد و مرکب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، ابوجعفر ( علیه السلام) فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است!

پس در آن روز و شب حال او منقلب بود تا اینکه رحلت نمود.

منبع:سایت حوزه






اشعاری در مورد امام جواد (ع)
موضوع: عکس شعر
چهارشنبه چهارم آبان 1390 12:28

امام جواد


حجـــــره در بستـــــه


دل افســــرده ام با غــم قــــرین  اســــت                       که در فکر جواد العارفیـــــن اســــــت



چــرا غمگیــــن در این عالــم   نبـاشــم                    پریشان قلب ختم المرسلیـــــن اســــت



شــد از زهر جفــــا و کینــه  مسمـــــوم                   جهان از ماتمش با غم قــــرین اســـت



بــه هنگــام شبــاب ، از کـیـــد  دشمــن                  خزان ،  گلزار سلطان مبیـــــن اســـــت



میـــان حــــجـــــره در بســـتــه  بــــراو                      زاهش ، لرزه بر عرش بریــن اســــت



غبار غـــم نشســتــــه بــــر رخ  مـــــاه                     گه قتل شـــه دنیــــــا و دیـــن اســــــت



لبــش عطشان و جانـش بر لبــــش  بود                  چنان جدش که دریا افریــــــن اســـــت



هنــــوزم در تمــــام کــــون ،  قطــــــره                     بپا شور عـزا در شهر دیــــن  اســـــت


 جــــــــود جــــــــواد


هزار جان گرامی ، فــدای جــود جــواد                     دل شکسته خود بسته ام به بود جـــواد



هماره می رسد از کائنات و مخلوقـــات                   ندای ذکر و ثنا ، مدحت و درود جــــواد



همه خلایق عالم ، غریق نعمت اوســت                  چرا که نیست حدودی برای جود جـــواد



وصی حجت هشتم ، ســــــلاله زهـــــرا                  خدای حی توانا بــــــود شهــــود جــــواد



شب تولد دریای جـود و احسان اســــت                  رسد به گوش سماواتیان ، سرود جــواد



در این ولادت چشـم و چراغ بزم وصال                     شده است شاد ، دل والی و دود جـــــواد



از انکه سجده شکـرش ، فضل خداســت                قبول حضرت جانان شده سجود جـــــواد



قدم به عرشه زین بــراق نــــور نهــــاد                   به سوی حضرت سبحان بود صعود جواد



ز ذیل فضل و عنایات او ندارم دســـــت                    که زنده ام به عنایات و هم وجود جـــواد



به اشک دیده بشویم دفاتـــــــر گنهــــــم                که متصل شده قطره به بحر جود جــــواد


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


بازمانده
موضوع:
یکشنبه یکم آبان 1390 21:35

عملیات شروع شده بود"

گردان به میدان مینی خنثی نشده رسید"

وقت کم بود"

فرمانده داوطلب خواست"

پیر مرد وارد میدان شد"

نفر دوم پس از انفجار سریع وارد شد"

نفر سوم هم پشت سر دومی وارد شد"

نفر چهارم و پنجم هم همین طور"

با انفجار پنجم معبر کاملا باز شده بود"

آخر عملیات خبر شهادت پدر و چهار فرزندش را به زن تنها بازمانده خانواده دادند."





صلوات خاصه امام رضا(ع)
موضوع: عکس
جمعه بیست و نهم مهر 1390 06:00

 
 





تنها
موضوع:
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 21:34

تنها روی نیمکت پارک نشسته بود"

صدای آهنگی آمد"

موبایلش را در آورد"

پیامک را خواند"

"""هیچ کس همراه نیست

                     تنهای اول"""





روز متفاوت برای جنت‌البقیع:سیل خروشان جمعیت بقیع را قفل کرد/ زیارت عاشورا خوانده شد
موضوع: خبر
دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 14:49

مدینه منوره - خبرگزاری مهر : بقیع امروز روز دیگری بود؛ همه آمده بودند، ایرانی‌ها هم بودند. سیل خروشان جمعیت روز متفاوتی را برای بقیع رقم زد و زیارت عاشورا نیز خوانده شد تا وهابی‌ها صداها بلند کنند.

10 روزی است که در مدینه منوره شهر پیامبر گرامی هستیم. هر روز بر تعداد زائران به مسجدالنبی بیشتر و بیشتر می‌شود. امروز دوشنبه بین الحرمین و جنت‌البقیع روز خیلی متفاوتی را به خود دید.

نماز جماعت صبح امروز دوشنبه مسجدالنبی جای سوزان انداختن نبود؛ از همه رنگها و نژادها و زبانها بودند. بقیع هم امروز میزبان دلهای مشتاق زائرانی بود که از اقصی نقاط جهان به ویژه ایران اسلامی در این مکان متبرک حضور یافته بودند.

سیل خروشان جمعیت به نحوی بود که فریادهای وهابی‌ها هم به جایی نرسید. برخلاف روزهای گذشته، امروز زائران اهل بیت راحت دعا خواندن و حتی زیارت عاشورا هم در جنت‌البقیع طنین انداز شد.

البته ازدحام صبح امروز زائران ایرانی در قبرستان بقیع به حدی بود که زائران باید مدتها در انتظار ورود و زیارت قبور متبرک ائمه بقیع زمان صرف می‌کردند.

به غیر از ایرانیان، از حاجی‌های چینی گرفته تا اهل تسنن کشورهای مختلف همچون ترکیه، پاکستان، هند، افغانستان، مالزی، اندونزی و عراق، حضور گسترده در جنت‌البقیع داشتند، این در حالی است که وهابی‌ها تحرکات خاص و خزنده‌ای در این باره داشته اند. 

مقابل بقیع هم بانوانی از کشورهای مختلف اسلامی بودند که پشت درهای بسته در حال دعا خواندن بودند، زیرا همچون گذشته ورود بانوان به قبرستان بقیع ممنوع است.

به هر حال، امروز که بقیع حال و هوای دیگر را تجربه کرد، انگار کبوتران بقیع هم می‌خواستند حرف‌ها بزنند؛ به خصوص آن کبوتر سفیدی که در بین کبوتران دیگر خودنمایی می‌کرد.






(تعداد کل صفحات:54)      ... | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | ... |

آخرین مطالب ارسالی







Designer Mohammad Raiei And copyRights 2011